عشق در اشعار پارسی
|
|
|
|
|
ما زهر روشندلي يك رشته فن آموختيم عقل ازمجنون وعشق ازكوهكن آموختيم
صابر همداني
به غير سينه دربا دلان نگنجد عشق براي بحر ، خدا آفريد طوفان را
فرجاله شبستري
عشق هرچندكه درپرده بودمشهور است حسن هرچندكه درپرده بودمستوراست
صائب تبريزي
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:20 توسط فرامرز محمدی
|



چون کوزه درکوره ی زندگی تن به آتش سپردم اما افسوس به آبی نرسیدم