طايفه يعقوبوند
طايفه بزرگ يعقوبوند (ياقوون) يكي از طويف مهم و مشهور زاگرس (لرستان و خوزستان) است كه از نظر جمعيت در بين همه ي طوايف مقام نخست را داراست. نياي اعلاي اين طايفه كه ياقو (يعقوب) نام داشته اند يكي از پسران ديرك « معروف به ديرك پاچوبي» مي باشند،بنابراين در اصل، تبار وي به دريكوند مي رسد (اما امروزه نويسندگاني چون مراد حسين پاپي و سكندر امان الهي به غلط اين طايفه بزرگ را يكي از طوايف ايل پاپي قلمداد مي كنند) دليل اين تصورات جدايي ياقو (يعقوب) از ساير برادران خويش و زندگي در مناطقي از بخش پاپي بوده است(كه اندكي پس ازسال1000خورشيدي) نگارنده گان و مورخان به همين سبب اين طايفه را يكي از طوايف ايل پاپي معرفي مي كنند.
يعقوب 5 پسر بنامهاي تالي،قيامس،تاريف،سهراب و شهليار (شهريار) داشته اند كه امروزه نوادگان تالي به نام نوه هاي وي ملك علي(پرجمعيت ترين تيره طايفه يعقوبوند)،امرعلي،نظرعلي و قورچعلي،نواده هاي قيامس به (قاسمعلي وند،سبزعلي وند و عبدالعلي «معروف به چپ»)،نوادگان تاريف به نام تنها پسرش ماريف و نواده هاي سهراب به سرابي و نوادگان شليار (شهريار) به شليارون (شهلياروند)معروف هستند.
طايفه يعقوب وند كه همواره از موثرترين طوايف در مسائل سياسي اجتماعي و ايلاتي بشماررفته است را مي توان به همراه مدهني مهمترين،طوايف كوچروي ايل ها دانست.محل سكونت ييلاقي آنها بطور عمده منطقه ي عمومي پاپاديندار،چنار و اطراف آن،باغ انآو (باغ عناب)،سرداب،تاف و خارزار و نيز مناطقي كه بعنوان محل سكونت تيره ي ماريف وند از آنها نام برده شد و همچنين مناطق شهري خرم آباد و دورود مي باشد، اما سكونتگاههاي گرمسيري و قشلاقي آنها افزون بر شهر انديمشك و برخي از محله هاي اطراف،روستاها و مناطقي از دهستان مازو همانند «ادريسي عليا و ادريسي سفلي،تنوربلند،تل زركه،شيرين آب،دركول،گمنآو و مناطق عشايري و كوهستاني دره گرم،لال مزي،كوه ائير و ... مي باشد
از جمله نقش هاي سياسي اجتماعي طايفه يعقوبوند تغيير رياست ايل پاپي از خاندان ساد(پاپي باقري) به خاندان مراد مي باشد
1) تيره بزرگ ملك علي وند
تالي يك پسر بنام منت علي و منت علي چهار پسر بنامهاي ملك علي،امرعلي ،نظرعلي وقورچعلي داشته اندكه گرچه نواده هاي اين چهار برادر در نگاه عام همگي به اسم برادر بزرگتر يعني ملك علي و به تيره ملك علي وند معروف بوده اند اما در واقع چهار تيره ي مجزا مي باشند كه به هر يك از آنها اشاره مي شود.از نسل ملك علي تيره اي موسوم به ملك علي وند بوجود آمده است كه خود به 5 شاخه ي مراد علي،چراغ،رحمان،شه شي و حسين تقسيم مي گردد.
اين تيره مهمترين تيره ي اين طايفه است چه اينكه بزرگان وكدخدايان كل طايفه از ديرباز تا عصر اخير از ميان آنان برخاسته و نيز جمعيت قابل توجهي دارد.
بزرگان و كدخدايان آنها كه در واقع كدخدايان كل طايفه بوده اند به ترتيب قدمت عبارتند از: ملك علي،مرادعلي،محمدميرزا،عليمراد،موسي و ميرزاخان.
همه ي كدخدايان طايفه داراي نام و نشان بوده اند ليكن آخرين يعني ميرزاخان را بايد مهمترين و مشهورترين آنان دانست چه اينكه مردي شجاع و با تدبير بودند كه در ثبات و استحكام طايفه نقش تعيين كننده اي داشته اند و افزون بر آن در سطح ايلات مختلف نيز نقش موثر نشان داده و در زمره بزرگان طوايف به شمار آمده اند.
يك دودمان از اين تيره (نواده هاي حسين پسر ملك علي) به دلايل نامعلومي در گذشته به منطقه گريت مهاجرت نموده و جدا از تيره ملك علي وند مي زيسته اند كه البته جمعي از آنها در چم سنگر و امروزه بيشتر آنان در خرم آباد زندگي مي كنند،افراد مشهور اين دودمان عبارتند از:نظرعلي و پسرش علي آقا.
2) تيره ي امر علي وند
نواده هاي امر علي تيره اي را با عنوان امرلي ون (امرعلي وند)تشكيل داده اند كه به چهار دودمان سهل علي،شيخ علي،جانعلي و خداداد تقسيم مي گردند و از بزرگان آنها مي توان به حسن خان اشاره كرد.جمعي از اين تيره در گذشته به خارج از محل سكونت فعلي امرعلي وند ها مهاجرت كرده كه امروزه در شهر دو رود زندگي مي كنند و به صارمي و... مشهور مي باشند.
3) تيره نظرعلي وند
اين تيره به دودمان هاي مهرعلي و رضا تقسيم مي گردد ولي در عرف عامه به نام پسر غيب علي «موسوم به غيب علي وند» مشهور مي باشند و از افراد معروف آنها مي توان مهدي،راه خدا،ياريجان،حبيب و علي اكبر را نام برد.
4) تيره ي قورچعلي وند
اين تيره نيز مشتمل بر دو دودمان رفيع و حسن مي شود و از افراد نام آشناي آنها مي توان به كرناسي اشاره نمود.
5) تيره قاسمعلي وند
قيامس پسر يعقوب سه پسر بنام هاي قاسمعلي،صفرعلي وخانعلي داشته اند كه نواده هاي اين سه تن سه تيره ي بزرگ قاسمعلي وند،سبزعلي وند و چپ را تشكيل مي دهند.از نسل قاسمعلي تيره اي به همين نام (قاسمعلي وند) بوجود آمده است كه اين تيره عبارت است دو شاخه ي عين علي و عبدالعلي.كدخدايان اين تيره به ترتيب قدمت عبارتند از: شه شي،صادق ،سپهدار،خدايي و عين شاه
6) تيره سبزعلي وند (سوزلي ون):
اين تيره به هشت شاخه تقسيم مي گردد بنام تنها پسر صفرعلي(پسر قيامس) يعني سبزعلي وند.اين هشت شاخه عبارتنداز: لطف علي،كلولي،شيركه،فتح عالي،فرضي،قرنعلي،بخشعلي،قادر و برجعلي (معروف به بور بور) افراد نام آشناي اين تيره به ترتيب قدمت عبارتند از شفيع،پسرش گدايي. از دودمانها و زير تيره هاي سبزعلي وند،دودمانهاي لطف علي،كلولي،شيركه،فتح عالي و فرضي در ميان طايفه يعقوبوند زندگي مي كنند ولي مابقي به خارج ازمحدوده ي اين تيره و حتي طايفه مهاجرت نموده اند.
جمعي از نوادگان قرنعلي در تاكستان و قزوين سكونت اختيار نموده و از جمله مهاجرين اين تيره به حساب مي آيند.نوادگان بخشعلي بر اثر وقوع يك منازعه ي محلي ترك ديار نموده در ايل جمعي طايفه ي كارحمت در قلعه قاسم خان(بخش زاغه) استقرار يافته پس از مدتي به رازان(رازو)،چغابدار،سياه كله،ده آيينه و ميرآباد عزيمت نموده و اكنون عمده آنها در شهر دورود سكني گزيده اند.از مهمترين و بزرگان آنها مي توان حاجي و بعد از وي پاپي را نام برد،متاسفانه اين دودمان در ميان اهالي پاپي اشتهار دارند.نوادگان قادر از منطقه ي ادريسي(ازتوابع دهستان مازو)به منطقه انگشته (شهر دورود) مهاجرت نموده پس از مدتي به گريت عزيمت كرده اند اما دوباره به ميان طايفه كارحمت بازگشته در ايل جمعي اين طايفه قرار گرفته اند اين گروه امروزه بطورعمده در دورود زندگي مي كنند و از افراد مشهور آنان مي توان ولي و پس از وي غلام را نام برد. و اما نواده هاي برجعلي كه در نگاه عام بيشتر به تيره بوربور شهره اند، نيز جداي از ساير دودمانهاي تيره ي سبزعلي وند مي زيسته اند كه بطور عمده در مناطق گرمسيري مازو،قلم آب،كيرتاو و مناطق ييلاقي سيرم و در مقطعي در تاف و دره نسو زندگي كرده اند و امروزه بيشتر در شهرستان انديمشك سكونت دارند.از افراد معروف آنها مي توان كاعلي،عودعلي،شيخ علي و محمد را نام برد.
7(خانعالي تيره چپ
خانعلي (خانعالي)ديگر پسر قيامس يك پسر بنام عبدالعلي داشته اند كه از نسل عبدالعلي تيره اي بوجود آمده است كه به چپ شهرت پيدا كرده اند.علت نامگذاري را به سه وجه گفته اند.برخي بر اين باورند كه چون عبدالعلي همواره سياه چادر خود را در سمت چپ سياه چادرهاي سايرين برافراشته به چپ شهره داشته اند و ديگر اينكه چون هم ايشان در يك نزاع محلي در سمت چپ قشون استقرار پيدا كرده و موضع گرفته اند،چنين لقبي را به وي نسبت داده اند و سوم شايد چپدست بوده اند و به چپ اشتهار يافته اند.تيره ي چپ به 5 دودمان موسوم به چراغ،برجعلي،گنجعلي،خانعلي و علي پناه تقسيم مي گردد كه يك شاخه از دودمان چراغ بنام شيرخان جداي از اين تيره مي زيسته ان.افراد معروف تيره چپ مي توان به صيدمحمد و مهدي اشاره كرد
8) تيره ماريف وند
يكي از پرجمعيت ترين تيره هاي طايفه يعقوبوند تيره ي موسوم به ماريف وند است كه از نسل ماريف تنها پسر تاريف(يكي از پسران ياقو) بوجود آمده اند.بيش از دو سوم جمعيت اين تيره خارج از محدوده طايفه ي يعقوبوند زندگي مي كنند.گويا در گذشته ي بيش از 150 سال اختلافي درون طايفه اي ميان اين تيره و تيره ي ملك علي وند حادث مي شوذ كه اين حادثه به كشته شدن عده اي ونيز مهاجرت عمده ي تيره ي ماريف وند مي انجامد.اين تيره بطور كلي در منطقه گريت و اطراف آن در مناطقي چون دشت گريت،پري مرده،ترس و هنوم و در مناطق چه زال،پله بآووسي،پيرجد،چناركل و كنگرزه و شهر خرم آباد و همچنين در مناطق شمالي و شمال شرقي استان لرستان همانند آبستان،زاغه،دشت سيلاخور،بهزاد آباد بروجرد و شهر دورود و... اسكان داشته اند
بدليل همجواري با ايل باجولوند و نيز طوايفي ديگر گويش آنان با ساير تيره هاي طايفه بزرگ ياقوون (يعقوبوند) تفاوتهايي دارد ليكن مرام و آداب شان تغييري نكرده است.از بزرگان و افراد نام آشناي آنها در گذشته و اكنون مي توان شمشير،موسي،محمدخان،عزيز،بماني،نصراله،عليجان،امان اله و پس از آنان ابراهيم،خداداد و خداداده را نام برد.
ماريف وندها به 4 شاخه ي پاپا،علي مراد،حسين و اسد تقسيم مي گردند
9) تيره سرابي(سرآويي
سهراب ديگر پسر يعقوب(ياقو) تيره اي بوجود آمده است كه به سرابي (در گويش محلي سرآويي) اشتهار دارند.بدين معني كه سرابي مخفف و شكسته شده ي سهرابي ست گرچه برخي معتقدند چون نياي اعلاي آنها در كنار يك سراب (چشمه)زندگي مي كرده اند بدين نام مشهور شده اند.تيره ي مذكور به چهار دودمان آدينه،خدايي،چناري و شريف تقسيم مي گردد و از بزرگان آنها مي توان به غافل،علي و سپس علا اشاره نمود
10) تيره شليارون (شهلياروند
ياقو پسر پنجمي بنام شهريار (شهليار) داشته اند كه از نسل وي تيره اي كه به شهليارون (شهلياروند) نامبردار شده اند بوجود آمده است.اين تيره مشتمل بر دو شاخه شهليار و گليار مي شود و در گذشته بزرگ اين تيره پيرزاد بوده و پس از آن بر اساس ارجعيت سني عبداله و از آن سپس بزرگاني همچون محمدشاه و صيد موسي شهرت داشته اند
چون کوزه درکوره ی زندگی تن به آتش سپردم اما افسوس به آبی نرسیدم